چرایی جنگ نرم ایران

دولتمردان آمریکایی انکار نمی کنند که از نخستین روزهای تأسیس جمهوری اسلامی ایران، براندازی آن را به عنوان یک هدف استراتژیک در دستور کار خود داشته اند و بارها تأکید ورزیده اند که این هدف راهبردی با تغییر دولت ها در آمریکا و جابجایی اولویت های سیاست خارجی این کشور، از دستور کار خارج نمی شود.

سالیان سال است که جمهوری اسلامی ایران هدف مبارزه بدخواهانه مداوم و بی ‌رحمانه ‌ای قرار گرفته است که در رسانه ‌های غربی (جنگ نرم) علیه آن جریان دارد. این مبارزه نتیجه یک سیاه‌ نمایی به دقت هماهنگ شده است که در وهله ی اول به منظور منزوی کردن حکومت ایران، و در وهله دوم با هدف ایجاد جوی طراحی شده است که در آن حمله نظامی به این کشور به خاطر هیستری جنگ ‌طلبانه‌ ای که در حال خلق شدن است قابل توجیه باشد. در نتیجه جمهوری اسلامی ایران باید به سرعت یک استراتژی روابط عمومی هماهنگ و به دقت طراحی شده و کامل برای مقابله با این مبارزه ایجاد کند. این حرکت به احتمال زیاد می ‌تواند موفقیت یا عدم موفقیت لابی ‌های صهیونیستی و نومحافظه ‌کار در رسیدن به اهدافشان برای حمله به ایران را تعیین کند.

در همین راستا دولتمردان آمریکایی انکار نمی کنند که از نخستین روزهای تأسیس جمهوری اسلامی ایران، براندازی آن را به عنوان یک هدف استراتژیک در دستور کار خود داشته اند و بارها تأکید ورزیده اند که این هدف راهبردی با تغییر دولت ها در آمریکا و جابجایی اولویت های سیاست خارجی این کشور، از دستور کار خارج نمی شود. بر همین اساس سیاستمداران و دولت مردان آمریکا در جدیدترین بررسی ها و مطالعات خود، رویکرد جنگ نرم را در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده اند و در شرایط فعلی تهدید سخت را در اولویت دوم خود قرار داده و با رویکرد جنگ نرم به عنوان بهترین مدل و شیوه موثر در رسیدن به اهداف خود، با ایجاد عملیات روانی، جنگ رسانه های، ناتوی فرهنگی، انقلاب مخملی و پروژه ایران هراسی به دنبال تکمیل پازل ایران ستیزانه خود می باشند.

اگر به طور واقع‌ گرایانه به مسئله نگاه کنیم، مشکل واقعی در زمینه ی مقابله با این موج، پوشش رسانه ‌ای منفی نفوذ صهیونیست ‌ها در رسانه‌ های جمعی غربی است. با این حال آن‌ ها کنترل مطلق روی رسانه‌ ها نداشته و از بسیاری جهات آن چه به عنوان بزرگ ‌ترین نقطه قوت خود محسوب می ‌کنند (ترویج صلح جهانی به سبک اسرائیلی) می ‌تواند بزرگ‌ ترین نقطه ضعف آن‌ ها نیز باشد. زیرا ارزش ‌هایی که (صهیونیست ‌ها) ادعا دارند نماد آن ‌ها هستند – یعنی آزادی، ضد نژادپرستی، دموکراسی، بی ‌طرفی و تحمل – همگی ارزش ‌هایی هستند که به تعداد زیادی از روزنامه‌ نگاران غیریهودی آموخته‌ اند استاندارد سنجش تمامی موسسات و نهادها است.

به طور مثال: در دسامبر 2009 یک گزارش اطلاعاتی آمریکا فاش کرد که سند منتشر شده توسط روزنامه ی تایمز لندن، که ظاهراً حاوی جزئیات نقشه ایران برای کار روی فیوز نوترونی برای سلاح هسته ‌ای بود، کذب بوده است. گرچه این مسئله در تهران تایمز منعکس شد، تایمز لندن ادامه ماجرا را نگرفت و هیچ تلاشی برای تضمین این که روزنامه‌ نگاران در سراسر جهان از کذب بودن مطلع شوند انجام نشد. در نتیجه بسیاری روزنامه ‌نگارها و مردم عادی همچنان معتقد هستند که ایران در آستانه ساخت بمب هسته ‌ای قرار دارد. این موضوعی است که باید سریعاً به آن پرداخته شود و اصلاح آن آسان است. انتشار بیانیه ‌های پشت سر هم به طور هماهنگ مرتبط با برنامه‌ های تحقیقاتی هسته ‌ای واقعی ایران (مانند آماده سازی اورانیوم غنی شده در حد اشعه ایکس و دیگر پروژه‌های پزشکی و غیرتسلیحاتی) می ‌تواند شامل تکذیب تمامی گزارش ‌های نادرست باشد. رسانه ‌ها به هر خبری درباره پیشرفت ‌های هسته‌ ای ایران علاقه دارند و این بهترین فرصت برای اصلاح چنین دروغ‌ هایی است. در این مورد USP یا موضوع پروژه ی هسته‌ ای کاملاً صلح آمیز ایران خواهد بود.

در همین راستا دولتمردان آمریکایی انکار نمی کنند که از نخستین روزهای تأسیس جمهوری اسلامی ایران، براندازی آن را به عنوان یک هدف استراتژیک در دستور کار خود داشته اند و بارها تأکید ورزیده اند که این هدف راهبردی با تغییر دولت ها در آمریکا و جابجایی اولویت های سیاست خارجی این کشور، از دستور کار خارج نمی شود

نظارت بر پوشش رسانه ‌ای

یکی از مولفه های کلیدی در تدوین استراتژی رسانه (در تقابل با انتشار بیانیه‌ های و خبرهای مطبوعاتی) توانایی نظارت و مونیتور کردن، پیگیری و ثبت همه تلاش ‌های رسانه ‌ای موفق یا ناموفق است.

 این مسئله مستلزم آن است که آرشیوی از تمامی بیانیه ‌های مطبوعاتی، تاریخ انتشار، کاربردشان توسط رسانه ‌ها، این که چه رسانه‌ هایی از آن استفاده کرده ‌اند (الکترونیک یا غیره)، کجا و چگونه تهیه شود. فقط به این صورت می‌ توان پروفایل رسانه ‌ای ایجاد کرد که استراتژیست رسانه ‌ای را قادر خواهد ساخت تشخیص دهد چه USP و پیام‌ های کلیدی موثر بوده ‌اند یا نبوده ‌اند. این مسئله به نوبه ی خود باعث می ‌شود استراتژیست رسانه بتواند متعاقباً برنامه رسانه‌ ای را انطباق داده و برای مثال بر مسائل موفقیت ‌آمیز تمرکز کرده یا مسائل ناموفق را بازبینی کند. این گزارش باید به طور مرتب به روز شود، به ویژه هنگام ارائه یک استراتژی یا حین نظارت رسانه ‌ای شدید.

حائز اهمیت آن که، فقدان استراتژی رسانه هماهنگ در دولت ایران به از دست رفتن فرصت‌ های بسیار برای ارائه اطلاعات درباره ایران و افشا کردن استدلال دشمنان آن منجر شده است. خوشبختانه فرصت زیادی برای اصلاح این موقعیت وجود دارد اگر اقداماتی که در این مقاله معرفی شدند به کار گرفته شوند.ایران می ‌تواند ابتکار عمل را در این جنگ رسانه ای به دست بگیرد زیرا به منابعی دسترسی دارد که تدوین یک استراتژی رسانه ای موثر را امکان پذیر می ‌سازد- در صورتی که این استراتژی به درستی هماهنگ شود.

فرآوری : آزاده مرنی

بخش ارتباطات تبیان

منابع: مشرق / گرداب

منبع : tebyan.net