بخش ارتباطات- در ادامه موضوع بررسی ژانرهای آخرالزمانی، در این مقاله به یکی دیگر از ژانرهای آخر الزمان با مفهوم آخر الزمان اسطوره ای می پردازیم.

ابتدا بیاید بدانیم که اسطوره چیست ؟

استاد شاه حسینی پژوهشگر حوزه سینما در تعریف اسطوره اینطور بیان می کند که هنوز در جامعه فرهنگی و دانشگاهی ما تعریفی جامع و کامل از اسطوره وجود ندارد، چنانکه برخی اسطوره را معادل دروغ می دانند و برخی دیگر معادل قصه های کهن و افسانه می شمارند، البته شاید اسطوره با همه اینها نقاط اشتراکی داشته باشد ولی در نگاه صحیح، اسطوره آن چیزی است که باید می بود!.

اسطوره آرزوی جهان است، آرزویی که باید باشد. ساده تر اینکه اسطوره آرزوی انسان آرمانگرا است از دنیایی که واقعیتهایی دیگر دارد، پس می توان گفت اسطوره واقعیت برتر است.

در بسیاری از موارد اینطور گفته می شود که برای شناخت فرهنگ و عقاید یک قوم و ملت،باید به سراغ اسطوره های آن قوم رفت ، از این رو هیچ ملتی نیست که اسطوره نداشته باشد، حتی اگر آن ملت، ملتی با قدمتی 300 ساله ، همانند کشور آمریکا باشد! چرا که می بینیم همین ملت برای خود علاوه بر اسطوره های "وسترن" اسطوره های مدرنی چون "سوپرمن"، "بت من و اسپایدرمن" را می سازند.

در اکثر این فیلم‌ها منجی یک آمریکایی خوب است که یا مسیحی است یا یهودی. آدم‌های بد ماجرا هم یا شرقی هستند یا مسلمان، یا یک شرقی مسلمان و عمدتاً هم از نژاد عرب

در تمام فیلم هایی که با موضوع آخرالزمان اسطوره ای، ساخته می شوند، مضامینی همچون نبرد تقدیری، پیشگویی قدیمی و طلسم کهن و رمزآلودی دیده می شود که باید به طریقی گشوده شود، اما از آنجا که فیلم ها باید به هر صورت به happy end پایان یابند، برخلاف گذشته به تراژدی ختم نمی شوند و معمولاً پایان خوش دارند.

یکی از مهمترین بحثها در این مضامین، بحث تغییر تعریف اسطوره است. به عبارتی در فیلمهای اخیری که در این ژانر ساخته شده اند منجی آخر الزمانی دیگر آن اسطوره ای که دارای صفات و ویژگیهای خاص آرمانگرایی است نمی باشد. در اینجا منجی در قالب آدم هایی معرفی می شوند که تعریف درستی ندارند، زیرا اغلب می توانند مانند مرد عنکبوتی، ارباب حلقه ها و نارنیا از کودکان انتخاب شوند. زیرا اینجا قرار نیست علم و دانش، قدرت تفکر، بازو و اراده به کمک بیاید، بلکه در اینجا تنها تقدیر اهمیت دارد. همانند اسطوره "آرتور"، کودکی که توانست شمشیر را از سنگ بیرون کشد.

در برخی آخرالزمان اسطوره ای معمولا ، آنتاگونیست یا ضد منجی از آن سوی مرز واقعیت و رؤیا و از دنیای رمزآلود افسانه و اسطوره های کهن سر برمی دارد و به دنیای امروز پا می گذارد و پارادوکس ماهوی آنتاگونیست با دنیای مدرن امروز، شرایط آخرالزمانی را پدید می آورد. البته در برخی از این اثار شرایط آخرالزمانی در سرزمین کهن اتفاق می افتد. در این گونه آثار، منجی و یاران او هیچ چاره ای جز سفر به دنیای اسرارآمیز اسطوره و خیال ندارند؛ زیرا هیچ سلاح و شیوه مدرنی بر آنتاگونیست ما قبل تاریخی کارساز نیست و صرفا او را با تمهیدات اسرارآمیزی از جنس خود او می توان از میان برداشت. سرانجام با کشف یک طلسم یا ابزاری سحرآمیز، قدرت جادویی آنتاگونیست باطل می شود و بحران فرو می نشیند. از مصادیق تصویری با موضوع این گونه آخرالزمان می توان به فیلمهای: «مومیایی، «بازگشت مومیایی»، «عقرب شاه» و «ارباب حلقه ها» اشاره نمود.

در اکثر این فیلم‌ها منجی یک آمریکایی خوب است که یا مسیحی است یا یهودی. آدم‌های بد ماجرا هم یا شرقی هستند یا مسلمان، یا یک شرقی مسلمان و عمدتاً هم از نژاد عرب . البته در بازگشت مومیایی برخی از ژنرالهای ارتش چین هستند که با کمک به آنتاگونیست در برابر منجی ایستاده و در صف آدم های بد ماجرا قرار می گیرند. اما در آخر این منجی امریکایی است که بر ارتشیان چین فائق می آید.

شاید سه گانه ارباب حلقه ها از معروفترین و موثرترین فیلمهای این ژانر باشد. قسمت دوم این فیلم با درآمد ۸۷۰ میلیون دلار در سراسر جهان یکی از موفقیت‌های باکس آفیس محسوب می‌شود. همچنین بردن 4 جایزه‌ اسکار توسط این فیلم نشان از تاثیر آن در مخاطب دارد.

در برخی آخرالزمان اسطوره ای معمولا ، آنتاگونیست یا ضد منجی از آن سوی مرز واقعیت و رؤیا و از دنیای رمزآلود افسانه و اسطوره های کهن سر برمی دارد و به دنیای امروز پا می گذارد و پارادوکس ماهوی آنتاگونیست با دنیای مدرن امروز، شرایط آخرالزمانی را پدید می آورد

در سه گانه ارباب حلقه ها منجی و اسطوره فیلم فرودو است. از نژاد پست‌تر ‌هابیت که به همراهی یارانش بر سارومان که نمایانگر شر و پلیدی است، می‌جنگد. این شخصیت به هیچ وجه کامل نیست ـ نه کامل از لحاظ انسانی و نه پرداخت آن در فیلمنامه ـ او کودکی است که اشتباه می کند. در بسیاری از موارد وسوسه می‌شود که حلقه را برای خودش بردارد و قدرت آن را به دست آورد. یک شخصیت خاکستری مایل به سفید که لازم نیست مرتکب خطایی نشود. دقت کنید که منجی آمریکایی چه خصوصیاتی دارد.

در تمامی این فیلمها علاوه بر معرفی شخصیت منجی، سایر اعتقادات آخر الزمانی پیرامون منجی و رفتار او، یارانش و دشمنانش به تصویر کشیده می شود. لذا علاوه بر بحث اسطوره شناسی در این فیلمها می توان به سایر جنبه های اعتقادی آن توجه کرد . به عنوان مثال در فیلم ارباب حلقه ها، حلقه، نمادی از سرزمین بیت المقدس است که از گذشته های دور مسلمانان و صهیونیستها بر سر حاکمیت آن در جنگ و ستیز بوده اند و نیروهای خیر بر آن شده اند تا با از بین بردن این حلقه (تخریب مسجدالاقصی) به عمر نیروهای اهریمنی پایان دهند.در این فیلم نیز همچون نمونه های دیگر شیطنتهای عمدی و نه سهوی برای تشبیه نیروهای اهریمنی به مسلمانان و منجیان دنیا به صهیونیستها در نبرد آخرالزمان صورت گرفته است. به عنوان مثالی دیگر در این فیلم  همانند نمونه های مشابه، جنگجویان سپاه خیر و الهی از نظر ظاهری شبیه جنگویان صلیبی می باشند.

و یا سارومان، جادوگر تاریکی و یکی از نیروهای اهریمن از نظر ظاهری شبیه به شهید شیخ احمد یاسین ، رهبرمعنوی جنبش حماس میباشد.

ویا اینکه گراندالف ، جادوگر سپید و یکی از قهرمانان فیلم در صحنه هایی از فیلم، از کلاه کوچک مخصوص یهودیان(عرقچین سفید یا کیپا) استفاده میکند.و یا درصحنه ای دیگر از فیلم برای منفور نشان دادن عملیات شهادت طلبانه، یکی از نیروهای اهریمنی با انجام عملیات انتحاری دروازه شهر را با باروت منفجر میکند.و نمونه های بسیاری از این دست که مجال پرداختن به آن در این مقال نیست.

از جمله نکات بارز این فیلم می توان به روح اعتقاد مسیحی صهیونیستی که در آن جاری است اشاره کرد . یعنی فرودوی منجی باید با از بین بردن حلقه (نمادتخریب مسجد الاقصی) و جنگ یاران او با سارومان (جنگ آخر الزمانی آرماگدون)، باعث آرامش هزاران ساله  موجودات شود همانگونه که طبق اعتقاد  مسیحیان آرمانگرا با ظهور مسیح و جنگ نهایی  آرامش هزار ساله ای بر زمین حکم فرما می شود.

فاطمه ناظم زاده

گروه جامعه و ارتباطات


منبع : tebyan.net