رسانه های انقلاب ساز

ویژگی های مشترکی که بین انقلاب های رنگی به چشم می خورد آن است که به جز مورد قرقیزستان، تمامی آنها بدون استفاده از ابزارهای خشونت آمیز صورت گرفت و نقش رسانه ها به ویژه رسانه های غربی، دانشجویان و سازمان های غیر دولتی در بروز انقلاب برجسته بوده است.

امروزه با توجه به وسعت دنیای ارتباطات ، فن آوری های اطلاعاتی و گسترش رسانه های اینترنتی ، تهاجم کشورهای استکباری از حالت جنگ سخت خارج و به جنگ نرم تغییر ماهیت داده است . در این نوع از جنگ ، رسانه ها مهم ترین نقش را بازی کرده و عمده بار مسئولیت این پروژه را بردوش می کشند.

در واقع آنجا که رسانه ها مجالی برای حضور در عرصه داشته اند ، نقش موثر و فعالی از خود در جریان های سیاسی به جا گذاشته اند که نمونه بارز آن انقلاب‌های رنگی که از پُر تنش ترین و مخوف ترین انقلاب ها محسوب می شوند ، است و دلیل این تنش دست های پنهان این گونه انقلاب ها می باشد زیرا برخلاف دیگر انقلاب ها ، انقلاب های رنگی توسط بیگانگان و مخالفان یک نظام با هدف غارت و سود جویی ها و قدرت طلبی ها ، کلید می خورد.

اکنون این سوال پیش می آید که ربط انقلاب های انقلابی و رسانه ها در چیست ؟ باید ازعان داشت که نفوذ رسانه ها تحقق دهکده ی جهانی را عینیت بخشیده است ، زیرا امروزه به روشنی مشاهده می کنیم که لشکرکِشی های نظامی پاسخ گوی اهداف و خواسته های جهان خواران غربی نبوده و آنها با پی بردن به این حقیقت جنگ عقاید و افکار را جایگزین جنگ نظامی نموده اند و در این راستا با طراحی های نوین و هوشمندانه به سرعت به اهداف خود نزدیک و نزدیک تر می شوند ، با این حال در طول سال های 2000 تا 2006 میلادی انقلاب های رنگی متفاوتی در کشورهای مختلف به وقوع پیوسته که برخی از آنها با شکست مواجه شد و تعدادی نیز منجر به پیروزی گردید.

انقلاب بولدوزر در صربستان ، انقلاب گل رز در گرجستان ، انقلاب نارنجی در اوکراین ، انقلاب لاله ای در قرقیزستان ، انقلاب سبز در لبنان ، انقلاب سفید در بلاروس ،  ، انقلاب انگوری در مولداوی و انقلاب بی رنگ در ونزوئلا.

ویژگی های مشترکی که در این انقلاب های رنگی به چشم می خورد آن است که به جز مورد قرقیزستان ، تمامی آنها بدون استفاده از ابزارهای خشونت آمیز صورت گرفت و نقش رسانه ها به ویژه رسانه های غربی ، دانشجویان و سازمان های غیر دولتی در بروز انقلاب برجسته بوده است ؛ ضمن آنکه دلیل اصلی وقوع انقلاب وجود خصوصیاتی همچون اقتدارگرایی ، فقدان چرخش نخبگان ، ناکارآمدی در حل مشکلات عمومی و عدم مقبولیت مردمی در حکومت وقت بوده است و به بهانه ی بروز خطاهایی از سوی حکومت مانند تقلب در انتخابات ، جرقه انقلاب روشن شده ، که تمامی این تحرکات با شعارهایی مبتنی بر دموکراسی خواهی و لیبرالیسم انجام گردید.

اما آنچه که حائز اهمیت می باشد این است که رسانه ها نقش عمده و برجسته ای در رهبری انقلاب های رنگی دارند ، از این رو نکته ی قابل تامل این می باشد که در تمامی انقلاب های مذکور ، چهار بنیاد اصلی مهم ترین نقش را ایفا نموده اند که عبارتند از: بنیاد سوروس ، بنیاد کارنگی ، بنیاد ویلسون و  بنیاد ملی برای دموکراس ( NED) .

، در رده ی اول مدیریت این جریان ها قرار دارند ، این مدیریت گاه صورتی آشکار دارد و گاه با واسطه و به صورت نهان انجام می گردد . فعالیت رسانه ای مرداک آشکار بوده و جسورانه در اداره و خرید شبکه های بزرگی چون "فاکس نیوز" تا "الجزیره" و حتی رسانه های آسیای دور ، ظاهر می شود و بنیاد سوروس از طریق سایت های اینترنتی ، روزنامه ها ، شبکه های تلویزیونی ، طرح های آموزشی ، کتاب ها و موسسات غیر دولتی در قزاقستان و قرقیزستان زمینه های شکل گیری به اصطلاح "دموکراسی" را فراهم می سازد و از این طریق به آتش افروزی این قبیل انقلاب ها می پردازند.

اکنون اگر بخواهیم مصادیق ذکر شده را بر رهیافت های نظری و مبانی تئوریک استوار کنیم و علل برجستگی نقش رسانه ها در انقلاب های رنگی را مطابق با نظریات اندیشمندان علوم سیاسی و صاحب نظران علوم ارتباطات ، در چارچوبی استدلالی بیان نماییم ، موارد زیر قابل توجه است:

1) با توجه به مسائل مرتبط با جهانی شدن و پیدایش جامعه ی مدنی ، نهادهای مدنی جامعه از جمله نهادهای غیر حکومتی از طریق اینترنت و در فضای سایبر به یکدیگر پیوسته اند و صدای دیگران را به گوش افکار عمومی جهانی می رسانند.

2) با وقوع انقلاب ارتباطات در ربع آخر قرن بیستم ، نوعی جامعه ی اطلاعاتی و شبکه ای شکل گرفته است که نقطه ی اتصال این شبکه ها را گروه ها و نهادهای مدنی ، سازمان های بین المللی غیر دولتی ، جنبش های اجتماعی و سیاسی ، فعالان سیاسی ، گروه های مخالف حکومت و دولت ها شکل می دهند و این نقاط از طریق اطلاعات و اخباری که در شبکه جریان می یابد، به هم متصل می شود.

3)  شبکه ی ارتباطات جهانی زمینه ی مناسبی را برای به چالش کشیدن حاکمیت دولت ها از سوی گروه های اجتماعی و سیاسی و سازمان های غیر دولتی فراهم می کند.

4) رسانه های جهان شمولی همچون اینترنت و فضای اطلاعاتی سایبر موجب پیوند نهادهای مدنی ملی به یکدیگر شده است و سازمان های غیرحکومتی ، صدای اقلیت ها و سایر گروه های در حاشیه را به گوش افکار عمومی جهان می رسانند.

ویژگی های مشترکی که در این انقلاب های رنگی به چشم می خورد آن است که به جز مورد قرقیزستان ، تمامی آنها بدون استفاده از ابزارهای خشونت آمیز صورت گرفت و نقش رسانه ها به ویژه رسانه های غربی ، دانشجویان و سازمان های غیر دولتی در بروز انقلاب برجسته بوده است

5) رسانه های نوین ، تریبونی برای بیان اهداف ، آرمان ها ، تجربیات و فعالیت های سیاسی و مبارزاتی جنبش های اجتماعی هستند.

6) رسانه ها باعث شکل گیری ، انسجام و تحکیم هویت جمعی و عمومی جنبش های اجتماعی می شوند.

7) رسانه ها منجر به بسیج نیروهای بالقوه در جهت حمایت از جنبش ها می گردند.

8) پوشش رسانه ای ، می تواند بین جنبش ها و سایر عاملان سیاسی و اجتماعی نظیر احزاب سیاسی ، اتحادیه ها ، دولت ها و فعالان سیاسی پیوندهای نمادین برقرار سازد.

*نتیجه گیری :

امروزه اهمیت رسانه های نوین در معادلات و تحولات سیاسی و جنبش های اجتماعی به قدری است که برخی دانشمندان و نظریه پردازان از آن تحت عناوینی مثل "تله دموکراسی" و "کلید دموکراسی" یاد می کنند و برخی معتقدند رسانه های نوین ، بزرگترین چالش گر و تهدید کننده اقتدار دولت های ملی و بدترین کابوس دیکتاتورها هستند.

در واقع رسانه ها همچنان به عنوان رکن چهارم دموکراسی ، بیش از پیش به یکی از اهرم های قدرت در تحولات سیاسی در عصر حاضر تبدیل شده اند و به طور کلی ، برای ایجاد تغییرات اساسی در یک کشور (ضمن در نظر گرفتن شرایط فرهنگی ، اقتصادی ، اجتماعی ، هویتی و… ) بدون استفاده از ابزار خشونت و اتلاف هزینه ، می توان از حداکثر توان هر رسانه با توجه به امکانات انتشار مکتوب ، چاپی ، صوتی ، تصویری ، چند رسانه ‌ای ، اینترنتی و سرانجام انتشار آنلاین استفاده کرد و وسایل ارتباط جمعی را فعال نمود.

فرآوری : آزاده مرنی

بخش ارتباطات تبیان

منابع: سایت رسانه ایران / سایت مردم سالاری

منبع : tebyan.net