صدا و سیما در برون مرزها موفق بود اما آیا شبکه های "فارسی 1" و "من و تو" هم در بیرون مرزهای خود موفق اند؟ رسانه ملی کجای این داستان است؟

زمانی زیادی نیست که شبکه های برون مرزی خارجی زبان صدا و سیما فعالیت خود را بر روی ماهواره ها شروع کرده اند، شبکه  العالم سال ٨٢،  پرس تی  وی در سال 86 و اندکی قبل شبکه هیسپان‌ تی‌وی در ١١بهمن ماه 1390 آغاز به کار کردند. شروعی که در فضای آزادی اطلاعات عصر جدید می تواند حرف های جمهوری اسلامی را به گوش سایر جهانیان برساند. کاری تبلیغی که شاید خیلی قبل تر باید شروع میشد، حرکتی که اهمیت آن در گفتارهای امام خمینی پیرامون وظیفه تبلیغاتی دستگاه های سیاسی و فرهنگی همواره مورد گوشزد قرار گرفته بود. امام خمینی می فرمایند: "سلاح تبلیغات، برنده‌تر از کاربرد سلاح در میدان‌های جنگ است، باید از اسلحه تبلیغات آنها بیشتر ترسید و متأسفانه ما در این زمینه ضعیف هستیم... امیدوارم با هماهنگی و نظم در تبلیغات، تمام دسیسه‌های دشمن خنثی شود."( صحیفه امام، ج 16، ص 113 ـ 114.)  تبلیغ ارزش ها و حقیقت انقلاب که همان حقیقت و اررزش مطلوب برای هر انسان آزادی خواه می باشد ؛ به ویژه در بعد برون مرزی آن، همواره مورد تاکید ایشان بوده است.

رویکردی که هر چند با وقفه اما توسط رسانه ملی شروع شده است و حال خبر هایی چون تحریم صدا و سیما، قطع دو شبکه از روی ماهواره و حمله به دفتر العالم  و پرس تی وی در دمشق ؛ نشان از ورود و کارکرد موفق و تاثیرگذار این شبکه ها دارد. بر خلاف آنچه تحریم کنندگان به بهانه نقض مواد حقوق بشری پیرامون آزادی بیان و اطلاع رسانی به امضا اوباما در آورده اند آنچه که مشخص است این تحریم ها به خاطر هراس از قدرتی است که این رسانه ها در بیان حقیقت و هدایت و روشن سازی افکار عمومی داشته اند ، این روزها سیاستمداران غربی بیش از همیشه از رشد روزافزون قدرت ایران در معادلات جهانی صحبت می کنند و رسانه امروز در این پیشبرد حرف اول را می زند.

حرف اسلام همیشه دارای جاذبه درونی است و هنر ما در این است این جاذبه را با استفاده از تکنیک های مختلف در رسانه برای مخاطب حفظ  و ارائه کنیم، و این مستلزم این است که رسانه فرزند زمان خود باشد!

در این میان، رسانه های ما نیز عملکرد موفقی داشته اند و این نشان ازحرکت رو به جلوی رسانه های تصویری برون مرزی صدا و سیما دارد. همانطور که عزت الله ضرغامی بعد از تحریم سازمان تحت مدیریتش اینگونه بدان اشاره کرد: " این اقدامی را که در سنای آمریکا صورت گرفت به عنوان نمره قبولی برای شبکه‌های جمهوری اسلامی ایران تلقی می‌کنند که مورد رضایت اقبال ملت‌های دنیاست."ضرغامی می افزاید: "مدال زرینی بر سینه همکارانمان وجود دارد که با عملکرد خوب، حرفه ای، صادقانه و واقعی توانستند مأموریت خود را به درستی انجام دهند و همیشه به آن افتخار خواهند کرد".

ضرغامی این شبکه ها را تریبون کسانی عنوان می کند که تریبونی ندارند ، اما آنچه علاوه بر این مزیت، به اقبال این رسانه ها کمک کرده است حرف های نو آنها برای گفتن به ملت های جوامع غربی است.  با این که در غرب آزادی بیان و کثرت رسانه ای به ظاهر وجود دارد اما قدرت رسانه ها و حوزه نفوذ آنان در دست یک جریان است، جریاناتی که غول های رسانه ای چون مرداک آن را اداره می کنند و یا به نوعی به اندیشه صهیونیسم جهانی و مولودهای آن( لیبرالیسم، سوسیالیسم و...) گرایش دارند.

رسانه های غربی با در دست داشتن شبکه های رسانه ای مطرح جوی از دانستن و رضایت را برای مخاطب ایجاد می کنند. البته در این بین، رسانه هایی هم هستند که حرف حقیقت را بزنند اما معمولا به چشم نمی آیند و در این موج حرفی برای گفتن پیدا نمی کنند اما صدا و سیما با عملکرد خوب و تریبون شدن برای جریان تحت سلطه توانسته مطرح شده و به چشم آید، که این مهم با واکنش دولت های غربی روبرو شد. کاری که نه تنها در عصر اطلاعات و تکنولوژی ما را از دسترس مخاطبان حذف نخواهد کرد. بلکه رویکرد تبلیغی خواهد داشت. نکته ای که در اینباره نباید مغفول ماند این است که نه تنها در حوزه های خبر رسانی و فعالیت های سیاسی بلکه باید در زمینه های فرهنگی که اساس هر فعالیت دیگر هستند نیز شبکه های خارجی را تقویت کرد تا علاوه بر دیدگاه و ارزش های سیاست خارجی ،فرهنگ  غنی اسلامی ایرانی هم جدی تر اشاعه داده شود. حوزه ای که در آن، مخاطبان داخلی توسط رسانه های بیگانه مورد هجمه اند و رسانه های داخلی  سیما هنوز آنطور که باید و مورد رضایت مخاطبان است در این حوزه وارد  نشده اند و اثرات عینی آن دیده نمی شود.

در واقع نکته ای که اشاره بدان خارج از لطف نیست، این است که صدا و سیما با تقویت این مزیت نباید مغرور از این پیشرفت برون مرزی و خودکفایی های تکنولوژیکی اش شود بلکه حوزه مهم تر که همان مخاطبان داخلی هستند  هم باید مورد توجه جدی  و اثرگذار تر قرار گیرند.  

رسانه های بیگانه دروغ و حرف باطل خود را برای مخاطبان ما راست جلوه داده و خوب ارائه می کنند و ما باید حقیقت و راست خود را خوبتر ارائه دهیم کاری که در خارج مرزها برای آن گام های مثبتی برداشته اما در داخل آیا توانسته ایم به طور کامل گام های موثری برداریم؟

صدا و سیما در داخل چقدر موفق است؟ این سوال اصلی است. جذب و تقویت باورهای مخاطب داخلی که در مواجه با هجمه شبکه های ماهواره ای دچار شبه و انحراف می شود، شاید کمی سخت تر از کسی است که از ابتدا می خواهد وارد این گفتمان شود. نباید اگر برای مخاطبان خارجی کاری می شود از مخاطبان داخلی غافل شد و فقط به یک جنبه موفقیت تکیه کرد و جنبه اعتدال را از دست داد .در سیاست خارجی چراغ را به مسجد هم باید برد اما نباید از نور آن برای خانه کاست!

رسانه های بیگانه دروغ و حرف باطل خود را برای مخاطبان ما راست جلوه می دهندو ما باید حقیقت و راست خود را بهتر ارائه دهیم کاری که در خارج مرزها برای آن گام های مثبتی برداشته اما در داخل آیا توانسته ایم به طور کامل گام های موثری برداریم؟

امروز آمار ها از افزایش مخاطبان ماهواره می گویند و تاثیر آن نیز بر سبک زندگی مردم در بطن جامعه مشهود است. این نشانگر آن است که ما شاید آنقدر که آنها توانسته اند کالای بد خود را خوب جلوه دهند و درباره عقاید ما تردید بیفکنند و انحراف و التقاط ایجاد کنند ما کالای خوب خود را نتوانسته ایم در داخل عرضه کنیم، موضوعی که صدا و سیما در زمینه سازی آن نقشی مهمرا بر عهده دارد. صدا و سیما باید بتواند محتوای ناب را خوب ارزیابی، جمع آوری، پرداخت و عرضه کند .ما اکنون علاوه بر رویکرد های سلیقه گرایانه در مدیریت و ضعف های ساختاری و محتوایی شبکه های سیما،  در مقابل نیاز مخاطب با ضعف در تهیه آنچه بدان احتیاج و علاقه دارد و یا باید برای او فرهنگ سازی کنیم، روبرو هستیم؛ با انحرافاتی در ارائه سبک پوشش، سبک زندگی، موضوع پردازی ها و....

صدا و سیما باید همه مخاطبان را به منزل دلخواه و بدور از ذائقه سوزی به مقصد برساند، هم باید مخاطب مذهبی(سفید)  را خشنود کند و هم مخاطبان خاکستری را.  گاهی باید برای نسل های اول رضایتمند باشد و گاهی برای نسل های جدید. اما در این میان باید  روی خط اصول پیش رفته و دچار تکثر گرایی(پلورالیسم) نشود. آنچه باعث می شود گفتمان رسانه ملی در خارج از کشور اثرگذار باشد حرف نو زدن است که همان حرف اسلام است،حرف اسلام همیشه دارای جاذبه درونی است و هنر ما در این است این جاذبه را با استفاده از تکنیک های مختلف در رسانه برای مخاطب داخلی نیز حفظ  و ارائه کنیم، و این مستلزم این است که رسانه فرزند زمان خود باشد!

باید از سانسور و خط قرمزهای عجیب گذر کرد ، با برنامه ریزی و آینده نگری پیش رفت. از سلیقه گرایی پرهیز و به سوی خلاقیت مبتنی بر تخصص رفت.

آخر کلام

درون مرزها را باید ساخت تا مخاطبان در برون مرزها، حرف هایی را که می بینند و یا می شنوند، در مدلی پیاده شده بیابند. تا با پشتوانه قوی تری دل در عمل به ارزش ها بسپارند و این به معنای غفلت از تبلیغات برون مرزی نیست بلکه توصیه به اعتدال در فعالیت ها و هدفمند کردن راه پیش روی رسانه ملی است.  امروز مخاطبان داخلی برابر هجمه های فراوانی قرار دارند که مستلزم این است تا  رسانه ملی برای  آنها تلاش بیشتری کند.

اما نه تنها صدا و سیما بلکه همه رسانه های ما باید در دو بعد داخلی و خارجی خود متوازن حرکت کنند. صدا و سیما باید موفقیت بیرونی خود را به داخل تسری دهد، سینما باید در داخل و خارج توامان گفتمان دینی و ملی را احیا کند و رسانه های فضای مجازی نیز رویکرد خارجی خود را چون داخل تقویت کنند.

عطالله باباپور

بخش ارتباطات تبیان

منبع : tebyan.net