این سوالی است که بسیاری از افراد از خود می پرسند، ولی تعداد بسیار کمی جوابی برای آن یافته اند.

 

بسیاری از افراد جامعه، ثروتمندان را کسانی می دانند که با خوردن حق دیگران به ثروت رسیده اند و یا اینکه به آنها ارث رسیده است و با ثروتمندان آدم های خلافکاری هستند و صحبت ها و تفکراتی از این دست . باید به اینگونه افراد گفت که همه ثروتمندان اینگونه نیستند، بسیاری از ثروتمندان (حدود ۷۵ درصد طبق آمار نشریه فوربس) توانسته اند با استفاده از خلاقیت و هوش و پشتکار خودشان به ثروت برسند.

بیل گیتس، کارلوس اسلیم، استیو جابز، وارن بافت و حتی مارک زوکربرگ از اینگونه افراد بوده اند. در کشور خودمان هم از اینگونه افراد زیاد داریم؛ کارآفرینانی که از هیچ، ثروت خلق کرده اند و یا سرمایه گذارانی که با افزایش دانش مالی خود و تقویت ارتباطات خود که مردم عادی آن را پارتی می نامند ثروتمند شده اند.

این  نکته را باید باور داشت که دنیای امروز، دنیای کار دستی و یا حتی کار با ماشین نیست. در دنیای امروز اطلاعات است که موجب ارزش افزوده و ثروت می شود. منظور ما  از اطلاعات باز هم آن نیست که عده ای با استفاده از رانت های موجود به آن دست می یابند و  در جهت منافع شخصی خود اقدام می کنند. منظور از اطلاعات، اطلاعات فراوانی است که همه روزه از طریق کلیه رسانه ها در اختیار همه قرار می گیرد و هر کس می تواند با انتخاب و بررسی صحیح و مهمر تر از آن و با پردازش درست، بهترین تصمیم را بگیرد. مثلا قدرت پیش بینی حضور در یکی از بازارهای سرمایه گذاری و یا اینکه با استفاده از اطلاعات، بتواند نیاز آتی مردم را تشخیص دهد و کسب و کار خلاقانه ای ایجاد کند که موجب کسب ثروت شود.

متاسفانه امروزه اکثر افراد زمین و زمان و  وضعیت سیاسی و اقتصادی و نداشتن سرمایه و … را دلیل ثروتمندنشدن خود می دانند، ولی خبر بد برای این افراد این است :

ثروتمندنشدن شما نه به خاطر وضعیت سیاست کشور است و نه به خاطر وضعیت اقتصاد کشور و نه حتی نداشتن سرمایه و نه هیچ دلیل بیرونی دیگر. ثروتمند نشدن ما به دلیل محدودیت های ذهنی است که برای خودمان ایجاد می کنیم.

این باورها وقتی در ضمیر ناخودآگاه ما می نشیند عملا ثروتمندشدن  را غیرممکن می داند و هرگونه تلاش برای دستیابی به ثروت را مختل می کند و وقتی تلاش چند باره این  افراد در کارها و یا تصمیماتی که به خوبی بررسی نشده اند و یا پشتکار لازم برای انجام آن وجود نداشته است نتیجه نمی دهد یا به شکست منجر می شود، این باور برایشان ایجاد می شود که ما عرضه ثروتمندشدن نداریم و یا قسمت ما این نیست که ثروتمند شویم و افکار و باورهایی از این دست که از لحاظ ذهنی آنها را محدود و محدودتر می کند و اعتماد به نفس آنها را تضعیف می کند. ثروتمندشدن برای اینگونه افراد بسیار مشکل است.

بسیاری از افراد در ذهن هوشیار خود دستیابی به هر هدفی را امکان پذیر می دانند، ولی ضمیر ناخودآگاهشان به موفقتیتشان اعتقاد ندارد. تلاشی اینگونه هم موفقیتی در پی ندارد.

خواندن کتابهای موفقیت و ثروتمندشدن، شرکت در کلاس ها و برای جبران ناکامی های خود و یا راضی نگه داشتن خود مبنی بر بی تقصیر بودن خودشان مرتکب می شوند. تمام کسانی که ثروتمند و موفق هستند باور صحیحی در مورد خودشان، ثروت و موفقیت دارند. آنها می دانند که مانع ثروتمندنشان نه وضعیت اقتصادی و سیاسی کشورشان است، نه نداشتن سرمایه و نه میزان سنشان و نه هیچ عامل بیرونی دیگر؛ آنها این راز را فهمیده بودند که : «کلید قدرت، ثروت و موفقیتشان در درون خودشان است.»

چگونه باورهای ذهنی خود را تغییر دهیم؟

سعی کنید، آرامش را در زندگی خود حاکم کنید و استرس، نگرانی و عصبانیت را از خود دور کنید. در این حالت بهتر می توان فکر کرد. باورهای محدود کننده خود را شناسایی کنید. این کار را می توانید هم خودتان انجام دهید و هم یک مربی برایتان انجام دهد. شناخت این سوزن های ذهنی (باورهای محدود کننده) در تغییر آنها نقش کلیدی دارد. پس از شناخت باورهای محدود کننده ذهنی به آرامی سعی در تغییر این باورها کنید. چگونه؟ با جهت دهی افکارتان به خواسته های خود و پرسیدن سوال های کوانتومی از خود . تغییر این باورها هم نیاز به زمان دارد. بهتر است واقع بینانه به مسائل نگاه کنیم نه آنگونه که دلمان می خواهد.

به نداشته های خود فکر نکنید، بلکه به دلیل موفق نشدن یا ثروتمند نبودن خود فکر کنید، آنگاه از خود بپرسید چگونه می توانم ثروتمند شوم؟ راه ها یکی یکی خود را به شما نشان خواهند داد. بدون عجله و تنها با پشتکار و یادگیری مداوم، روزی خواهید دید آنی شده اید که در رویای خود بوده اید.

تمام کسانی که ثروتمند و موفق هستند باور صحیحی در مورد خودشان، ثروت و موفقیت دارند. آنها می دانند که مانع ثروتمندشدنشان نه وضعیت اقتصادی و سیاسی کشورشان است آنها ایین راز را فهمیده بودند که : «کلید قدرت، ثروت و موفقیتشان در درون خودشان است».

منبع سایت http://movafaghbashi.com

منبع :